بلاگ

به خواندن ادامه دهید

ماتریس SWOT به زبان ساده

ماتریس SWOT یک ابزار تحلیلی قدرتمند است که به شناسایی نقاط قوت (Strengths)، نقاط ضعف (Weaknesses)، فرصت ها (Opportunities) و تهدیدهای (Threats) یک سازمان، محصول، خدمات یا موضوع مورد بررسی کمک می کند.

·        نقاط قوت (Strengths):

        این بخش به شناسایی مزیت ها و نقاط برتر موضوع مورد بررسی در پروسه بازاریابی می پردازد. مواردی مانند منابع، مهارت ها، موقعیت رقابتی، فرآیندها و … که باعث مزیت نسبی می شوند در این حیطه مهم هستند.

·        نقاط ضعف (Weaknesses):

        این بخش به شناسایی نقاط ضعف و محدودیت های موضوع مورد بررسی می پردازد. مواردی مانند کمبود منابع، مهارت ها، فرآیندهای ناکارآمد، موقعیت ضعیف رقابتی و … در این قسمت مهم می باشند.

·        فرصت ها (Opportunities):

        این بخش به شناسایی عوامل بیرونی مثبت و موقعیت های مناسب برای بهبود و پیشرفت فرآیند بازاریابی می پردازد. مواردی مانند تغییرات بازار، رفتار مصرف کنندگان، فناوری های جدید و … در این حوزه مهم تلقی می شوند.

·        تهدیدها (Threats):

        این بخش به شناسایی عوامل بیرونی منفی و موقعیت های نگران کننده می پردازد. مواردی مانند رقبای جدید، تغییرات قوانین و مقررات، شرایط اقتصادی نامناسب و … در این قسمت مورد بررسی قرار می گیرند.

آشنایی با ماتریس SWOT

ترسیم ماتریس SWOT و تحلیل آن به طور معمول یکی از اولین مراحل در فرآیند برنامه ریزی و تصمیم گیری استراتژیک بازاریابی است.

می توانید مثالی از کاربرد ماتریس SWOT در یک سازمان را بیان کنید؟

فرض کنید شرکت IT XYZ قصد دارد استراتژی جدیدی را برای محصولات و خدمات خود در نظر بگیرد. برای این منظور، آنها از ماتریس SWOT استفاده می کنند. نقاط قوت به شرح زیر هستند:

  1. تیم توسعه فنی با تخصص بالا
  2. نام تجاری قوی و شناخته شده در بازار
  3. توانایی در ارائه خدمات پشتیبانی سریع و مؤثر

از جمله نقاط ضعف نیز می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  1. هزینه های بالای تولید محصولات
  2. محدودیت در تنوع محصولات
  3. عدم وجود استراتژی بازاریابی مشخص

البته فرصت های زیادی نیز وجود خواهد داشت:

  1. رشد سریع بازار IT در منطقه
  2. افزایش تقاضا برای خدمات ابری
  3. ظهور فناوری های جدید که می تواند به محصولات شرکت اضافه شود

تهدیدهای مهمی نیز وجود دارند که به قرار زیر می باشند:

  1. رقابت شدید با شرکت های بزرگ در صنعت
  2. تغییرات سریع در تقاضای مشتریان
  3. تغییرات مداوم در قوانین و مقررات

با استفاده از این تحلیل SWOT، شرکت XYZ قادر خواهد بود استراتژی های مناسبی برای رشد و توسعه خود در آینده طراحی و اجرا کند.

بررسی کاربرد ماتریس SWOT

دلیل استفاده از ماتریس SWOT:

ماتریس SWOT (قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها) یک ابزار مدیریتی است که به شرکت ها و سازمان ها کمک می کند تا به طور جامع و سازنده به تحلیل داخلی و خارجی فعالیت خود بپردازند. ماتریس SWOT به شرکت ها امکان می دهد تا عوامل مثبت و منفی محیط داخلی و خارجی خود را شناسایی کرده و در نتیجه استراتژی های مناسبی را برای توسعه و رشد بیزینس خود اتخاذ کنند. دلایل استفاده از ماتریس SWOT عبارتند از:

  • تحلیل داخلی: ماتریس SWOT به شرکت ها امکان می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند. با شناخت دقیق این عوامل، شرکت می تواند بر روی نقاط قوت خود تمرکز کند و نقاط ضعف را بهبود ببخشد.
  • تحلیل خارجی: از طریق ماتریس SWOT، شرکت می تواند به تحلیل فرصت ها و تهدیدهای محیط خارجی خود بپردازد. شناخت دقیق این عوامل، به شرکت کمک می کند تا فرصت های موجود را شناسایی کند و در برابر تهدیدها مقابله نماید.
  • استراتژی گذاری: با تحلیل SWOT، شرکت می تواند استراتژی های مناسبی را برای توسعه و رشد بیزینس خود تعیین کند. با توجه به قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها، شرکت می تواند استراتژی های بهینه را انتخاب کند و برنامه ریزی مناسبی را برای دستیابی به اهداف خود انجام دهد.
  • تصمیم گیری: ماتریس SWOT به شرکت ها در تصمیم گیری های مهم کمک می کند. با تحلیل دقیق عوامل داخلی و خارجی، شرکت می تواند تصمیمات بهتری در مورد استثمار، بازاریابی، توسعه محصول و سایر جنبه های کسب و کار خود بگیرد.

در کل، ماتریس SWOT یک ابزار کاربردی است که به شرکت ها امکان می دهد تا با تحلیل دقیق عوامل داخلی و خارجی، استراتژی های مناسبی را برای رشد و توسعه خود تعیین کنند و در تصمیم گیری های کسب و کار خود از رویکرد منطقی و سازنده استفاده نمایند.

https://www.indeed.com/career-advice/career-development/swot-matrix
https://www.techtarget.com/searchcio/definition/SWOT-analysis-strengths-weaknesses-opportunities-and-threats-analysis
به خواندن ادامه دهید

قوانین نانوشته در انتخاب و همکاری با سفیر برند

نقش سفیر برند در حوزه مارکتینگ یکی از عوامل اثربخش برای ارتقاء و شناخت برند در بازار است. سفیر برند فردی است که نقش انتقال دهنده برند به مخاطبان را دارد و در جذب مشتریان و افزایش اعتبار برند تأثیرگذار است. این فرد با نام و شهرت خود به عنوان سفیر انتخاب شده و وظیفه تبلیغات و انتقال مفهوم‌ها و ارزش‌های برند را بر عهده دارد. در ادامه به اصول سلبریتی مارکتینگ و انتخاب سفیر می‌پردازیم و با مرور نمونه‌هایی از آن تلاش می‌کنیم به درک حرفه‌ای از جزئیات سفیر برند و افزایش اثربخشی آن برسیم.

تعریف سفیر برند و سلبریتی مارکتینگ

سفیر یا چهره تبلیغاتی یک برند به شخص یا گروهی اطلاق می‌شود که به نمایندگی از یک برند مشخص، محصول یا خدمات آن برند یا کسب و کار را معرفی می‌کند. این شخص معمولاً یک چهره شناخته شده و “تأثیرگذار” (واژه‌ای که جلوتر بیشتر درباره آن صحبت می‌کنیم) در اجتماع است و می‌تواند با حضور خود در هدف اول به افزایش سطح آگاهی و در گام دوم به افزایش وفاداری مشتریان کمک کند.علاوه بر این، سفیر برند می‌تواند به تبلیغات برند تازه‌ای بیفزاید و با انتقال پیام‌های مثبت و جذاب، بازاریابی کارآمدی را ایجاد کند. این موضوع به‌ویژه در دنیای امروزی که رقابت در بازار بسیار بالاست، اهمیت زیادی دارد.

همچنین، سفیر برند می‌تواند به افزایش فروش و درآمد برند کمک کند. با تأثیرگذاری بر رفتار و تصمیم‌گیری مشتریان، سفیر برند می‌تواند باعث افزایش تقاضا برای محصولات یا خدمات برند شود و در نتیجه به ارتقاء فروش و سودآوری برند کمک کند.

باید در ابتدا توجه کنید که طرح کار سفیر برند و سلبریتی مارکتینگ با هم متفاوت هستند. در واقع سلبریتی/اینفلوئنسر مارکتینگ به استفاده کسب‌وکارها از یک چهره برای تبلیغ گفته می‌شود. اما سفیر با رویکردی جامع تر به‌دنبال رابطه‌ای عمیق‌تر بین کسب‌وکار و مشتریان آن است. به عبارت ساده‌تر سفیر برند هویت آن کسب‌وکار است چه در ظاهر چه رفتار و از همه مهتر ارزش‌ها. ارتباط با سفیر به مراتب عمیقتر و پایدارتر از یک سلبریتی مارکتینگ ساده است.

حالا شما بگویید از بین گزینه های زیر کدام سفیر برند و کدام در دسته سلبریتی مارکتینگ قرار می‌گیرد؟

  1. Beyoncé: تبلیغات برند شرکت Adidas و Ivy Park را انجام داده است.
  2. Cristiano Ronaldo: تبلیغات برند Nike را انجام داده است.
  3. Jennifer Aniston: تبلیغات شرکت Emirates Airlines را انجام داده است.
  4. George Clooney: تبلیغات برند Nespresso را انجام داده است.
  5. Selena Gomez: تبلیغات گسترده Coach و Pantene را در این سال ها انجام داده است.
نمونه هایی از انتخاب سفیر برند درست

در جستجوی اعتبار

یکی از تاثیرات مهم سفیر برند در حوزه مارکتینگ، افزایش شناخت و اعتبار برند است. وجود یک سلبریتی یا فرد معروف به عنوان سفیر برند می‌تواند باعث افزایش توجه مخاطبان به برند شود و در نتیجه باعث ایجاد اعتماد بیشتر به محصولات یا خدمات ارائه شده توسط آن برند گردد.

برای شروع سلبریتی مارکتینگ قبل از هرچیز باید یک استراتژیِ برندینگ هدفمند و همسو با ارزش‌ها و آرکتایپ برند ترسیم کرد؛ در غیر این صورت فراتر از ضررهای مالی و زمانی امکان دارد به اعتبار برند لطمه وارد شود و حتی در مواردی می بینیم که آن سلبریتی یا اقدام تبلیغاتی به سخره گرفته می‌شود. در سوی مقابل بسیاری از افراد برخی از برندها را صرفاً با تصویر و نام سفیر آن برند به یاد می‌آورند مانند پژمان جمشیدی و شهرفرش.

انتخاب سفیر برند

مزیت‌های انتخاب سفیر برند حرفه‌ای

رشد awareness: پذیرفته شده است که سلبریتی‌ها طرفداران ویژه‌ای دارند؛ پس وقتی یک سلبریتی محصولی را تبلیغ می‌کند، در اولین برخورد طرفدارن آن بازیگر، فوتبالیست و… با آن برند روبرو می شوند.


authority: هرچند امروز با افزایش اطلاعات و آگاهی مخاطبان این نفوذ کاهش پیدا کرده است اما معمولاً طرفداران به سلبریتی‌ها اعتماد دارند و به نظرات آن‌ها ارزش می‌دهند در نتیجه هنگامی که یک سلبریتی محصولی را تایید می‌کند، این امر به افزایش اعتبار و اعتماد به آن محصول یا برند کمک می‌کند، مخصوصاً اگر این آگاهی توسط سفیر با ایجاد یک مسیر عاطفی بین مشتری و برند انجام شود.


رهایی از اقیانوس سرخ: امروزه در بمباران رسانه‌ها و تبلیغات که در هر فضا و فرصتی مخاطب با انبوهی از تبلیغات مواجه می‌شود، حضور یک چهره شناخته شده قطعاً شانس توجه به آن تبلیغ را افزایش خواهد داد. این مورد علاوه بر تبلیغات محیطی یا تلویزیونی در رسانه‌های اجتماعی هم تاثیر ویژه‌ای خواهد داشت؛ چرا که ارتباط بسیاری از سلبریتی‌ها با علاقه‌مندان‌شان در بستر شبکه‌های اجتماعی تقویت می‌شود.

قوانین همکاری با سفیر برند


فراموش نکنید که شهرت یک سلبریتی آخرین و سطحی‌ترین دلیل برای انتخاب آن به‌عنوان سفیر برند است. پس به چه نکاتی باید توجه کنیم؟

آیا در رسانه های اجتماعی حضور پر رنگی دارد؟

پاسخ به این سوال که آیا چهره انتخاب شده در رسانه‌های اجتماعی چه نقشی دارد و چگونه بر مخاطب تاثیر می‌گذارد همانطور که باید رصد شود به همان میزان هم ممکن است با اهداف شما همسو نباشد و با توجه به محصول یا سلبریتی مورد نظر، اهمیت رسانه‌های اجتماعی و تاثیر گذاری آن کمتر باشد.

ارزش‌ها و آرکتایپ‌های برند را در خود دارد؟

در گام اول علاوه‌بر توجه به شهرت آن چهره باید اطمینان حاصل کنید که سفیر برند از نظر ارزش‌ها و قضاوت‌های جامعه در کارنامه کاری او با برند شما همسو است.

داستان اختصاصی برای آن داریم؟

اگر محتوا و سناریو تبلیغاتی شما به گونه‌ای است که با حذف یا جایگزین کردن سفیر با یک چهره دیگر همچنان قابل ارائه است، یعنی راه را اشتباه رفته‌اید! در واقع باید با حذف آن چهره، محتواهای تولیدی دیگر قابل استفاده نباشد و ناقص دیده شود.
به عبارت دیگر یکی از اشتباهاتی که کسب‌وکارها به آن دچار می‌شوند، این است که صرفاً به حضور یک چهره و نام سفیر برندشان در کمپین‌ها و تبلیغات‌شان، بسنده می‌کنند. فراموش نکنید برای اثرگذاری بیشتر باید سناریو خلاقانه‌ هم داشته باشید.

آیا به برند من وفادار است؟

همانطور که قبلاً گفتیم ماهیت یک همکاری با سفیر طولانی مدت است. تعهد سفیر به برند باید توسط مخاطب لمس و درک شود. بنابراین اهمیت دارد که در زمان انتخاب یک چهره برای سفیر برند، توجه کرد که آیا می‌توان یک رابطه بلند مدت را متصور شد یا نه. مثلاً شاید در بازه زمانی همه به یاد داشتیم که بهنوش بختیاری هر روز در حال روایتگری برای یک برند جدید بود! حالا 3تا از آن برندها را نام ببرید؟

بررسی چند نمونه

یک نمونه شکست خورده: یکی از نمونه‌ها در انتخاب نادرست سفیر برند، نیکی کریمی است. خانم کریمی چندی پیش به‌عنوان سفیر برند دوو همکاری خود را آغاز کرد چه ارتباط و تناسبی بین نیکی کریمی و دوو وجود دارد؟ چرا این همکاری فقط معطوف و محدود به چند تیزر در سوشال مدیا شد؟ چرا صدای این همکاری را خارج از ویدیو‌های تبلیغاتی در سطح شهر نمی‌شنویم؟

در واقع ما شاهد آن هستیم که نیکی کریمی صرفا به‌عنوان یک مصرف‌کننده، از محصولات دوو استفاده می‌کند، همین! و عملاً با حذف و جایگزینی خانم کریمی در محتوای تولید شده شاهد تغییری اساسی نخواهیم بود! شاید فقط دلیل انتخاب این چهره به عنوان سفیر برند “زن” بودن او باشد.

از طرف دیگر یکی از بزرگترین ایرادها که در این انتخاب وجود دارد این است که فردی به‌عنوان سفیر برند دوو معرفی می‌شود که پیش از آن به‌عنوان سفیر برند ال‌جی شناخته شده بود. در اینجا خود را جای مخاطبی قرار دهید که با سفیری مواجه است که با دو مجموعه مشابه همکاری کرده است و هربار آن برندی که در حال همکاری با آن است را برتر نامیده!


یک نمونه موفق: چند سال قبل سان‌استار برادران خسروی را به عنوان سفیران برند خود معرفی کرد. این دو چهره علاوه‌بر محبوبیتی که در بین نسل جوان جامعه دارند که همسو با مخاطبین هدف سان‌‌استار است، از نظر هویت حرفه‌ای نیز با سان‌استار تا حدی به‌لحاظ ساختارشکنی همسو هستند.

انتخاب سفیر برند، یک نمونه موفق

اگر هدف را انتقال حس پویایی و سرزندگی بدانیم قطعاً سان استار با همکاری خود با خواننده‌ای به سبک پاپ از نوع ریتمیک و پرجنب‌وجوش در این انتخاب موفق بوده است. و از طرف دیگر این همکاری مقطعی و تک‌بعدی نبوده و در کانال‌ها و رسانه‌های مختلف به شکل‌های متنوع حتی در قالب اسپانسر کنسرت‌های این دو خواننده نیز به چشم می‌خورد.

شما چه نمونه‌های دیگری را می‌شناسید؟ یا با این اسامی چه ذهنیتی در شما ایجاد می‌شود؟

سالار عقیلی

مهران مدیری

علیرضا بیرانوند

بهرام رادان

پژمان جمشیدی

و…

به خواندن ادامه دهید

3+1 تکنیک کاربردی برای نوشتن تیتر جذاب!

در این آموزش کاربردی قصد داریم تا 4 روش و تکنیک که تا امروز امتحان پس داده اند را با هم بررسی کنیم تا یاد بگیریم چگونه تیترهای جذابتری بنویسیم.

البته تلاش می کنیم مثال‌هایی از نمونه تبلیغات را با هم مرور کنیم تا اهمیت تیترها بیشتر درک کنیم، بدون شک تیتر یا عنوان، مهمترین قدم برای توجه به تبلیغات شماست. باید بدانید حتی اگر بهترین محصول را هم داشته باشید در نگاه اول برای مخاطب شما هیچ چیزی مهمتر از تایتل نیست. در این آموزش به 4 روش کاربردی برای اینکه تیتر شما توجه بیشتری را متوجه خود کند اشاره خواهیم کرد.

1- سوال کنید! ساده اما اثربخش

با سوال شروع کنید یا به عبارت دیگر با سوالی که نیاز مخاطب است تیتر سازی کنید؛ در نحوه پرسش هم یک عبارت معجزه آسا است و آن واژه “چگونه” است که در هیچ لغت دیگری وجود ندارد. پس اگر تیتر خود را با عبارت چگونه آغاز کنید خوانده شدن مطلب خود را بیمه کرده اید:

چگونه استرس خود را در 20 روز درمان کنیم؟

چگونه به صورت ارگانیک به نرخ ترافیک 2 برابر رسیدم؟


نکته مهم در انتخاب پرسش به عنان تیتر ندانستن پاسخ است، یعنی باید در ناخودآگاه ذهن آنها درگیر پیدا کردن پاسخ آن سوال می‌شود.

2- عدد و درصد یک فرمول همیشه برنده!

تردید نکنید استفاد از اعداد و درصد در عنوان مقاله می تواند راه را کوتاه کند. باور کنید یا نه ولی خیلی از کاربران حتی عنوان یک نوشته را هم نمی خوانند! اما همین گروه فوق تنبل چه بخواهند و چه نخواهند “اعداد” تحت هر شرایطی در نگاه اول می بینند. شما با گذاشتن یک عدد یا درصد در مقاله خود ناخودآگاه کاری می کنید که کاربر کلمات قبل و بعد از عدد را نیز بخواند و عنوان شما بهتر و اثرگذارتر دیده شود.

8+1 قدم تا کاهش استرس

12 روش برای افزایش هوش فرزندتان

3- ایجاد حس کنجکاوی یا شوک!

این مورد واقعاً سخت است، اینکه بتوانید در تیتر کوتاه یک ابهام بزرگ به کاربر دهید, کنجکاوی در ذهن مخاطب ایجاد کنید. اما باید برای خلق چنین تیترهایی جذابی بسیار دقیق و هوشمندانه عمل کنید. این مدل از تیترها یک خطر درونی دارند، آنجایی که قضاوتی که شما از عنوان انتظار دارید را مخاطب نداشته باشد و این یعنی شکست همه چیز!
یک توصیحه مهم هم باید داشته باشیم: در زمان تیترسازی ها ژورنالیستی مرز بین دروغ و واقعیت را رعایت کنید.

سمی که نمی دانید ولی هر روز به نوزاد خود می دهید!

این 3 اپلیکیشن را همین الان از گوشی خود حذف کنید

4- مخاطب به دنبال اخبار خوب نیست!

“من چگونه 10 میلیارد را در فارکس از دست دادم” در تیترها به شکست ها و اشتباهات خرد و کلان و مخصوصاً تجربیات اختصاصی خود اشاره کنید. قطعا سایرین دوست دارند تجربیات دیگران هرچند هم که به موفقیت منجر نشده باشد را هم بدانند. پس عنوان سازی بومی خودتان را حتماً در تبلیغات و محتواهای خود لحاظ کنید.

به خواندن ادامه دهید

تغییر لوگو پورشه پس از یک عمر

پورشه به عنوان یکی از غول های خودروساز جهان لوگوی خود را بسیار ظریف به روز کرد. لوگوی جدید را باید یک طراحی هوشمندانه و در عین حال محتاطانه دانست. جالب است همین تغییرات ظریف را آلمانی ها می‌گویند که حدود 3 سال زمان نیاز دارد. در هر حال اکنون می‌توان این لوگو را در کنار نمونه‌های قبلی آن قرار دهیم. نخستین لوگوی پورشه با شمایل ابتدایی و نزدیک به آرم کنونی در سال 1952 مورد استفاده قرار گرفت. از آن سال به بعد این لوگو در سال‌های 1954، 1963، 1973، 1994 و 2008 مورد بازنگری قرار گرفت.

لوگوی جدید پورشه


لوگوی پورشه چند روز قبل از برگزاری رویداد ویژه این کمپانی به مناسبت 75 سالگی تولید اولین خودروی آنها یعنی رودستر 356 رونمایی شد. این لوگو برای اولین بار بر روی خودروی مزبور نصب شد. اواخر امسال طرح نهایی مشخص می‌شود. اما حالا یک ساختار از لانه زنبور در بخش‌های قرمز رنگ لوگوی پورشه مشاهده می‌شود. روکش فلزی نیز ظاهر پیچده‌تری دارد.


اسب روی لوگو با الهام از نشان شهر اشتوتگارت با رنگ‌های سیاه و قرمز به همراه شاخ‌های گوزن نشان وورتمبرگ هوهنتسولرن هنوز هم وجود دارند.

طراح اولیه لوگوی کنونی پورشه در سال 1952 شخصی به نام فرانتش خاور ریمشپیس بود. برخی می‌گویند که لوگوی فولکس واگن در سال 1936 را نیز او طراحی کرد. پورشه از سال 1948 اتومبیل می‌سازد. اما پس از چهار سال لوگوی مزبور مشاهده می‌شود. از این لوگو ابتدا در اواخر سال 1952 بر روی لبه فرمان استفاده می‌شد. اما در توامبر 1954 بر روی کاپوت اسپیدستر 356 نقش بست.

به خواندن ادامه دهید

برترین فیلم های بازاریابی

در این مطلب لیستی از بهترین فیلم ها برای علاقه مندان حوزه بازاریابی و فارغ التحصیلان مدیریت آمده است. لیستی که در ادامه می بینید ترتیب خاصی ندارد و می توانید بر پایه سلیقه شخصی خودتان قابل انتخاب است.

فیلم Air 2023 ایر

ایر یا هوا محصول 2023 آمریکا است. فیلم Air ایر یک فیلم درام ورزشی بیوگرافی محصول ۲۰۲۳به کارگردانی بن افلک و نویسندگی الکس کانوری است. در این فیلم مت دیمون ، افلک، جیسون بیتمن ، مارلون وینز ، کریس مسینا ، کریس تاکر و ویولا دیویس به ایفای نقش پرداختند . این فیلم بر اساس رویدادهای واقعی در مورد منشاء Air Jordan است ، یک خط کفش بسکتبال ، که یکی از کارکنان شرکت نایک به دنبال یک معامله تجاری با بازیکن تازه کار مایکل جردن است .

فیلم مانی بال

Moneyball یک فیلم عالی در مدیریت در مورد چگونگی ریسک کردن و باور به خود برای ایجاد نتایج عالی است. برد پیت نقش مربی یک تیم بیسبال را بازی می کند و اینکه چگونه او ریسک می کند و تصمیم می گیرد، محور اصلی فیلم است. همچنین اینکه چگونه داده ها و آمار می توانند به شما در تصمیم گیری آگاهانه کمک کنند نیز بخش بسیار مهمی از فیلم است. برد پیت و جونا هیل داده ها و تجربه را با هم ترکیب می کنند تا به نتایجی دست پیدا کنند، نکته اصلی فیلم یادگیری است. باید آنرا تماشا کنید.

فیلم Up in the Air

داستان رایان بینگهام با بازی جورج کلونی است که کارش اخراج افراد از شغلشان است. او بیشتر سال از طریق هوایی سفر می کند و کارش را انجام می دهد و در بیرون با چمدانش زندگی می کند. این فیلم واضح است و همچنین نشان می دهد که چگونه وقتی شرکت خودش او را تحت فشار قرار می دهد تغییر می کند.

برای یک دانشجوی بازاریابی یا MBA، این فیلم چیزهای زیادی در مورد مسائل منابع انسانی، مسائل شخصی، مهارت های ارتباطی، مدیریت و موارد دیگر ارائه می دهد. زیباست و باید تماشا کرد.

فیلم Pursuit of Happyness

یکی از الهام بخش ترین فیلم هایی که تا به حال ساخته شده است. این داستان یک فروشنده است که در حال مبارزه است. و اینکه چگونه او زندگی خود را از طریق یک کارآموزی متحول می کند. اما بهترین چیز در مورد فیلم، نگرش شخصیت و بازی قدرتمند ویل اسمیت است.

همچنین برای یک دانشجوی بازاریابی یا ام بی ای، این سفری است که چگونه رویای خود را دنبال کنید و آن را با عزم همیشگی به دست آورید. فیلم داستان واقعی کریس گاردنر است. موارد زیادی وجود دارد که می‌توانیم چیزهای زیادی یاد بگیریم مانند زمانی که کریس تماس ‌های فروش را به شیوه ‌ای کارآمد انجام می‌دهد تا ساعات از دست رفته خود را جبران کند. و چگونه او 5 دلار به مشتری برای کرایه تاکسی وام می دهد، حتی زمانی که او توانایی پرداخت آن را ندارد.

اگر تا به امروز ندیده اید حتما فیلم تماشا کنید.

12 Angry Men

اگر می خواهید پویایی یا رفتار گروه را درک کنید، این فیلم برای شماست. در واقع فیلم نشان می دهد که چگونه 12 مرد که در یک اتاق دربسته برای تصمیم گیری در مورد سرنوشت یک متهم مجبور شده اند، تا انتها درباره آن بحث کنند. در ابتدا 11 نفر از 12 نفر موافقت می کنند که بلافاصله پرونده را بپیچانند و متهم را محکوم کنند. اما 1 نفر در مقابل این طرح می ایستد و همه را به مناظره می کشاند. اینکه او چگونه این کار را انجام می دهد و آنچه از آن حاصل می شود، آموخته واقعی این فیلم است.